anisaanisa، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

شیرینی زندگی ما

روزهای کودکی

پا به پای کودکی هایم بیا                  کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن                     باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو          با کسی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر                عاقلی را یک شب از یادت ببر خاله بازی کن به رسم کودکی   ...
20 اسفند 1390

اشتباهات رایج والدین

سلامت نیوز :کودکان با کتابچه های راهنما بزرگ نمی شوند. کودکان نوپایی که سرشار از انرژی هستند و مشتاق به تجربه ی هر چیزی که شما به آنها ارائه می دهید، ممکن است در واقع به دنبال فریب والدین خود باشند. حال به نُه اشتباه والدین اشاره می کنیم، که باید سعی کنند در مقابل این کودکان نوپا، مرتکب آنها نشوند. به گزارش سلامت نیوز اشتباه شماره ی 1: کودکان نوپا، زمانی کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام می دهند، که بدانند والدین از آنها چه انتظاری دارند. حال این انتظارات می تواند زمان حمام رفتن یا خوابیدن باشد، یا عواقبی که از یک رفتار بد نصیب شان خواهد شد. هر چه این انتظارات سازگارتر و قابل پیش بینی تر باشند، کودک نوپای شما به احتمال بیشتر، انعطاف ...
20 اسفند 1390

اشتباهات رایج والدین

سلامت نیوز :کودکان با کتابچه های راهنما بزرگ نمی شوند. کودکان نوپایی که سرشار از انرژی هستند و مشتاق به تجربه ی هر چیزی که شما به آنها ارائه می دهید، ممکن است در واقع به دنبال فریب والدین خود باشند. حال به نُه اشتباه والدین اشاره می کنیم، که باید سعی کنند در مقابل این کودکان نوپا، مرتکب آنها نشوند. به گزارش سلامت نیوز اشتباه شماره ی 1:  کودکان نوپا، زمانی کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام می دهند، که بدانند والدین از آنها چه انتظاری دارند. حال این انتظارات می تواند زمان حمام رفتن یا خوابیدن باشد، یا عواقبی که از یک رفتار بد نصیب شان خواهد شد. هر چه این انتظارات سازگارتر و قابل پیش بینی تر باشند، کودک نوپای شما به احتمال بیشتر، انع...
20 اسفند 1390

اینجا...

اینجا سرزمین واژه های وارونه است جایی که گنج, "جنگ" می شود درمان, "نامرد" می شود قهقه , "هق هق" می شود اما دزد همان "دزد" است ... درد همان "درد" و گرگ همان گرگ ...
18 اسفند 1390

اینجا...

اینجا سرزمین واژه های وارونه است   جایی که گنج, "جنگ" می شود درمان, "نامرد" می شود قهقه , "هق هق" می شود اما دزد همان "دزد" است ... درد همان "درد" و گرگ همان گرگ ...
18 اسفند 1390

دومین عید با تو

نفس خانومی دیگه چند روزی بیشتر به عید نموده این دومین عیدیه که کنار همیم چقدر از این بابت خوشحالیم و روزی هزار بار خدا رو شکر میکنیم چون تازه اسباب کشی کردیم و اومدیم خونه جدیدمون دیگه نیازی به خونه تکونی نداریم از این بابت هم مامان خیلی خوشحاله عزیزم واسه خرید لباس عیدت خیلی دچار وسواس شده بودم میخواستم حتما" همه چیز و بهترینش و برات بخرم بابائی که کلا" نامید شده بود همش غر میزد می گفت با این همه کج سلیقگی هیچی نمیخری ولی خب مامان موفق شد همه اون چیزایی که دوست داشت و برات خرید یه دونه کت با سارافون zara یه بلوز و جوراب شلواری خوچکل با یه دونه کفش ناز خریدم عکساشم واست میزارم نفسم عزیز مامان بهترین هدیه سال جدید ت به من راه رفتنت بو...
18 اسفند 1390

دومین عید با تو

نفس خانومی دیگه چند روزی بیشتر به عید نموده این دومین عیدیه که کنار همیم چقدر از این بابت خوشحالیم و روزی هزار بار خدا رو شکر میکنیم  چون تازه اسباب کشی کردیم و اومدیم خونه جدیدمون دیگه نیازی به خونه تکونی نداریم از این بابت هم مامان خیلی خوشحاله عزیزم واسه خرید لباس عیدت خیلی دچار وسواس شده بودم میخواستم حتما" همه چیز و بهترینش و برات بخرم بابائی که کلا" نامید شده بود  همش غر میزد می گفت با این همه کج سلیقگی هیچی نمیخری ولی خب مامان موفق شد همه اون چیزایی که دوست داشت و برات خرید یه دونه کت با سارافون zara یه بلوز و جوراب شلواری خوچکل با یه دونه کفش ناز خریدم عکساشم واست میزارم نفسم عزیز مامان بهترین هدیه سال جدید ت به من ...
18 اسفند 1390

می خواهم به او بگویم ...

مي‌خواهم يك بار براي هميشه به او بگويم كه از من آزاد است كه از من دِيني به گردن او نيست. كه او مسئول دلتنگي‌ها و حفره‌هايي كه خودم عمري نتوانستم جبرانشان كنم نيست براي من او آزاد است. مي‌خواهم بنشينم و ساعت‌ها برايش بگويم كه من بهشت را زير پاي خودم نمي‌بينم و همه‌ي عشقي كه به پاي او ميريزم را براي لذت خودم مي‌ريزم و بالاخره حتما مي‌خواهم براي او بگويم كه اين دنيا بدون عشق نمي‌ارزد حتي اگر من بگويم. ...
15 بهمن 1390

می خواهم به او بگویم ...

مي‌خواهم يك بار براي هميشه به او بگويم كه از من آزاد است كه از من دِيني به گردن او نيست. كه او مسئول دلتنگي‌ها و حفره‌هايي كه خودم عمري نتوانستم جبرانشان كنم نيست براي من او آزاد است. مي‌خواهم بنشينم و ساعت‌ها برايش بگويم كه من بهشت را زير پاي خودم نمي‌بينم و همه‌ي عشقي كه به پاي او ميريزم را براي لذت خودم مي‌ريزم و بالاخره حتما مي‌خواهم براي او بگويم كه اين دنيا بدون عشق نمي‌ارزد حتي اگر من بگويم. ...
15 بهمن 1390