anisaanisa، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

شیرینی زندگی ما

گذر ایام در عید 91

سلام نفس مامان امسال عید هم گذشت البته مثل سال قبل با وجود شما خوب و خوش و با خیر و برکت گذشت مامان قربون قدم نازت بره که واسه مامان و بابا کلی خوبی و برکت به همراه داشتی قدمت رو چشمم نفسم روز اول هممون سحر خیز بودیم لحظه تحویل سال من و بابائی کنار هم نشسته بودیم و طبق این ششمین عیدی که با هم بودیم دستمون تو دست هم بود هر چی میخواستیم تو هم دستمون و بگیری اما امون نمی دادی و همش فرار می کردی و می خواستی شیطونی کنی به خاطر همین کلا تو بغلمون نگهت داشتیم و همین که سال تحویل شد فرار کردی بعدش خوابیدی و قبل از ظهر رفتیم خونه مادر جونی (مامان مامان)بعدش هم خونه پدر جون شما هم عیدی هات و گرفتی نهار اونجا موندیم و بعد از ظهر هم رفتیم خونه چند تا ...
19 فروردين 1391

1391

          کنار آشیانه تو آشیانه می کنم         فضای خانه را پر از ترانه می کنم                              کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای                                     و من برای زندگی تو را بهانه می کنم ********* همسر ع...
19 فروردين 1391

گذر ایام در عید 91

سلام نفس مامان امسال عید هم گذشت البته مثل سال قبل با وجود شما خوب و خوش و با خیر و برکت گذشت مامان قربون قدم نازت بره که واسه مامان و بابا کلی خوبی و برکت به همراه داشتی قدمت رو چشمم نفسم روز اول هممون سحر خیز بودیم لحظه تحویل سال من و بابائی کنار هم نشسته بودیم و طبق این ششمین عیدی که با هم بودیم دستمون تو دست هم بود هر چی میخواستیم تو هم دستمون و بگیری اما امون نمی دادی و همش فرار می کردی و می خواستی شیطونی کنی به خاطر همین کلا تو بغلمون نگهت داشتیم و همین که سال تحویل شد فرار کردی بعدش خوابیدی و قبل از ظهر رفتیم خونه مادر جونی (مامان مامان)بعدش هم خونه پدر جون شما هم عیدی هات و گرفتی  نهار اونجا موندیم و بعد از ظهر هم رفتیم خونه چ...
19 فروردين 1391

.........

هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر) ...
16 فروردين 1391

.........

  هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت    داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر) ...
16 فروردين 1391

یا من اسمه دواء و ذکره شفا

بازی وبلاگی پرواز با هزار تومنی ! نام بازی : بازی وبلاگی پرواز با هزار تومنی ! داور : خداوند کمک دارو : وجدان خودتون با یک هزار تومانی دو بال ساخته ام و می خواهم با آنها تا خداوند پرواز کنم کسی هست که در این پرواز یاریم کند ؟! اسم بازی هست پرواز با هزار تومنی . این جمله رو که یادتون هست ؟! با هزار تومن چی کار میشه کرد ؟! خیلی وقتا توی خیلی سایت ها این تبلیغ رو که مربوط به موسسه خیریه محک هست می بینیم اما شاید به دلایلی مختلفی مثل تنبلی در عضویت کوتاهی کردیم . این بازی یک تلنگر هست برای اون هایی که هنوز عضو نشدن که ضرف هفت روز آینده عضو بشن و اونایی که عضو هستن عیدی بچه های محک رو بدن . م...
27 اسفند 1390

روزهای کودکی

پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو با کسی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر خاله بازی کن به رسم کودکی با همان چادر نماز پولکی طعم چای و قوری گلدارمان لحظه های ناب بی تکرارمان مادری از جنس باران داشتیم در کنارش خواب آسان داشتیم یا پدر اسطوره دنیای ما قهرمان باور زیبای ما قصه های هر شب مادربزرگ ماجرای بزبز قندی و گرگ غصه هرگز فرصت جولان نداشت خنده های کودکی پایان نداشت هر کسی رن...
20 اسفند 1390