بدون عنوان
چوپان قصه ما دروغگو نبود!
او از تنهایی داد می زد ...
گرگ آمد اما افسوس...
کسی تنهاییش را باور نکرد
همه در پی گرگ بودند
تنها کسی که فهمید چوپان تنهاست، گرگ بود . . .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
