anisaanisa، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره

شیرینی زندگی ما

بدون عنوان

نفسم مامان عاشق رنگ آبیه اولین رنگی که شناختی آبی بود همه چیزایی که دوست داری واست آبیه  مثلا" وقتی بهت میگم کدوم بستنی و می خوای میگی  بسی آبی. تمام روزهای زندگیم با تو آبیه آبیه نفسم ...
17 دی 1391

فرهنگ لغت نفس

نانا : آنیسا        مامینی : مامانی    سلیل:سهیل   ماجون: مامان جون    سدید:سعید  پنته:پنکه        تارتون: کارتون    پسته:پستونک   شیل:شیر   عزیز دلم الان دیگه اکثر کلمه هارو درست میگی جمله بندیتم در حد چهار کلمه هستش اعداد رو هم یک دو سه هشت نه ده میشمری کلمه های عمو عمه خاله و دایی رو درست ادا میکنی فقط اینکه هنوز نمیتونی (ر)تلفظ کنی و این کلی به شیرین زبونیت اضافه میکنه جدیدا" یاد گرفتی هروقت بابائی اذیت کنه یا چیزی بخوای بهت نده گریه میکنی میای صدام میکنی میگی بابائی زد ...
17 دی 1391

بدون عنوان

می دانی؟ یک وقت هایی باید رویِ یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت ... ... باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویی: بگذار منتظر بمانند. ...
10 دی 1391

دلم گرفته

      خدایا!       یا خیلی برگردون عقب       یا بزن بره جلو       این جای زندگی دلم خیلی گرفته!           ...
8 دی 1391